خرید بک لینک

درباره سایت

طلایی ها

امکانات وب

-->-->--> -->-->--> -->-->--> -->-->--> -->-->--> -->-->--> -->-->--> -->-->-->--> } .style2 {
رÙx86Ú¯ پس زÙx85Ùx8aÙx86Ùx87 Ùx8a Ùx88بÙx84اگ را اÙx86تخاب Ùx83Ùx86Ùx8aد:

-->-->-->

-->-->--> -->-->--> -->-->-->
به راستی که قلب انسان با مشاهده نابودی آثار پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و اهل بیت پاکش (علیهم السلام)، به دست وهابیت جاهل، مملواز غم و اندوه می شود ... و این در حالی است که برخی از خیابان هایشان را در مکه به نام دشمنان اسلام چون ابولهب ملعون نامگذاری کرده اند.

در شمال غربى مدینه، در دامنه غربى کوه سلع، تعدادى مسجد وجود دارد که آنها را «مساجد فتح» مىنامند. این کوه مُشْرف بر خندقى بوده است که مسلمانان در جنگ احزاب در شمال مدینه حفر کردند. یکی از این مساجد، به «مسجد فاطمة الزهراء(سلام الله علیها)» شهرت یافته، که حدود پانزده متر مربع مساحت دارد. در سال 1419 به بهانه ازدحام زیاد جمعیتِ زن و مرد نمازگزار در آن، درب مسجد با بلوک هاى سیمانى مسدود شده و در حال حاضر، مردم در بیرون آن نماز مىخوانند. این مسجد در جنوب غربى محوطه مساجد فتح قرار دارد.

برچسب: نویسنده: علی حیدرنژاد تاريخ: دوشنبه 14 اسفند 1391 ساعت: 2:22

واجب چیست و واجبتر کدام است ؟

نزدیک چیست و نزدیک تر کدام است ؟

عجیب چیست و عجیب تر کدام است ؟

و مشکل جیست و مشکل تر کدام است ؟

.................................................

واجب ترک گناه است و واجب تر توبه کردن از آن

نزدیک قیامت است و نزدیک تر مرگ می باشد

عجیب همین دنیاست(از نظر بی وفایی) و عجیب تر دلبستگی به این دنیا

مشکل رفتن به قبر است و مشکل تر بی توبه به قبر رفتن است.

...........................................

برچسب: نویسنده: علی حیدرنژاد تاريخ: دوشنبه 14 اسفند 1391 ساعت: 2:22

به تازگی چندین گروه مختلف توسط منافقین و عناصر بی دین ضد انقلاب در فیس بوک تشکیل شده است که جوانان ایرانی را تشویق به سوزاندن قران می نمایند.

برچسب: نویسنده: علی حیدرنژاد تاريخ: دوشنبه 14 اسفند 1391 ساعت: 2:22

از خانم موسوی می خواهیم که از بین این همه تصویر، یکی که از همه در ذهنش پررنگ تر است را بگوید. چیزی که شده باشد پس زمینه ذهنش از آن ایام و آن آدم ها. خاطره ای می گوید که تاثیرش اگر از تاثیر کتاب فلسفه حجاب دکتر مطهری بیشتر نباشد، کمتر نیست:
"یادم می آید یک روز که در بیمارستان بودیم، حمله شدیدی صورت گرفته بود. به طوری که از بیمارستان های صحرایی هم مجروحین زیادی را به بیمارستان ما منتقل می کردند. اوضاع مجروحین به شدت وخیم بود. در بین همه آنها، وضع یکیشان خیلی بدتر از بقیه بود. رگ هایش پاره پاره شده بود و با این که سعی کرده بودند زخم هایش را ببندند، ولی خونریزی شدیدی داشت. مجروحین را یکی یکی به اتاق عمل می بردیم و منتظر می ماندیم تا عمل تمام شود و بعدی را داخل ببریم. وقتی که دکتر اتاق عمل این مجروح را دید، به من گفت که بیاورمش داخل اتاق عمل و برای جراحی آماده اش کنم. من آن زمان چادر به سر داشتم. دکتر اشاره کرد که چادرم را در بیاورم تا راحت تر بتوانم مجروح را جابه جا کنم. همان موقع که داشتم از کنار او رد می شدم تا بروم توی اتاق و چادرم را دربیاورم، مجروح که چند دقیقه ای بود به هوش آمده بود به سختی گوشه چادرم را گرفت و بریده بریده و سخت گفت: من دارم می روم که تو چادرت را در نیاوری. ما برای این چادر داریم می رویم... چادرم در مشتش بود که شهید شد.
از آن به بعد در بدترین و سخت ترین شرایط هم چادرم را کنار نگذاشتم".

برچسب: نویسنده: علی حیدرنژاد تاريخ: دوشنبه 14 اسفند 1391 ساعت: 2:22

بهائیت سعی دارد با استفاده از جاذبههای مختلف برای فرقهای که هیچگونه سابقه اعتقادی تا قبل از سال ۱۸۶۳ میلادی ندارند، برای خود پیروان جدیدی پیدا کند.

برچسب: نویسنده: علی حیدرنژاد تاريخ: دوشنبه 14 اسفند 1391 ساعت: 2:22

برای سنجش ارزش خیلی از موجودات، معیار خاصی داریم؛ مثلاً، معیار ارزش طلا وزن و عیار آن است، معیار ارزش بنزین، مقدار و کیفیت آن است، معیار ارزش پول، پشتوانهی آن است. اما معیار ارزش انسانها چیست.

برچسب: نویسنده: علی حیدرنژاد تاريخ: دوشنبه 14 اسفند 1391 ساعت: 2:22


مقبره حضرت یوسف (ع) درکرانه باختری فلسطین اشغالی در شرق نابلس.

برچسب: نویسنده: علی حیدرنژاد تاريخ: دوشنبه 14 اسفند 1391 ساعت: 2:22

برچسب: نویسنده: علی حیدرنژاد تاريخ: دوشنبه 14 اسفند 1391 ساعت: 2:22

در روايات متعددى كه از طرق اهل بيت (عليهمالسلام ) وارد شده است مى خوانيم : كه مقصود از كلمات تعليم اسماء بهترين مخلوق خدا يعنى محمد و على و فاطمه و حسن و حسين (عليهماالسلام ) بوده است ، و آدم با توسل به اين كلمات از درگاه خداوند تقاضاى بخشش نمود و خدا او را بخشيد.

برچسب: نویسنده: علی حیدرنژاد تاريخ: دوشنبه 14 اسفند 1391 ساعت: 2:22

عروسکش رایادت نرود؟ بالای آخرین آجر بگذار....

برچسب: نویسنده: علی حیدرنژاد تاريخ: پنجشنبه 10 اسفند 1391 ساعت: 19:44


چه زیبا میگفت اون پیرمرد....

این روزها آدما رو راحـــت میشه خــرید

چیزی که خریدنش سخته، مرغ و گوشــت و برنجه..!!

برچسب: نویسنده: علی حیدرنژاد تاريخ: پنجشنبه 10 اسفند 1391 ساعت: 19:44


قدیما هزار ساعت عشق بود و


یک بوسه یواشکی...

الان هزار ساعت بوسه علنی هست و


دریغ از یه لحظه عشق...

برچسب: نویسنده: علی حیدرنژاد تاريخ: پنجشنبه 10 اسفند 1391 ساعت: 19:44


چه خیاط ماهری است روزگار ...


که دل هیچکسی را برای من تنگ نیافرید.

برچسب: نویسنده: علی حیدرنژاد تاريخ: پنجشنبه 10 اسفند 1391 ساعت: 19:44

نيمه شب پريشب گشتم دچاركابوس

ديدم به خواب حافظ ، توي صف اتوبوس

گفتم: سلام خواجه ، گفتاعليك جانم

گفتم : كجا رواني ؟ گفتا :خودم ندانم

گفتم : بگير فالي ، گفتانمانده حالي

گفتم : چگونه اي ؛ گفت: دربند بي خيالي

گفتم كه : تازه تازه شعر وغزل چه داري

گفتا كه : مي سرايم شعر سپيدباري

برچسب: نویسنده: علی حیدرنژاد تاريخ: پنجشنبه 10 اسفند 1391 ساعت: 19:44

آموزگار مهربانی

برچسب: نویسنده: علی حیدرنژاد تاريخ: پنجشنبه 10 اسفند 1391 ساعت: 19:44

حتما تا حالا داستان های کوتاه زیادی خوانده اید، اما تا حالا فکر کردید که کوتاه ترین داستان کوتاه دنیا چیست و نوشته ی چه کسی؟

کوتاه ترین داستان کوتاه جهان توسط " ارنست همینگوی " نوشته شده است:
For Sale : Baby Shoes, Never Wo


برای فروش: کفش بچه، هرگز پوشیده نشده


گفته می شود ارنست همینگوی این داستان ۶ کلمه ای را برای شرکت در یک مسابقه ی داستان کوتاه نوشته است و برنده ی مسابقه نیز شده است.
همچنین گفته می شود که وی این داستان کوتاه را در یک شرط بندی با یکی از دوستانش که ادعا کرده بود که با ۶ کلمه نمی توان داستان نوشت، نوشته است.

کوتاه ترین داستان ترسناک دنیا

نیز داستان زیر است که نویسنده اش مشخص نیست!
آخرین انسان زمین تنها در اتاقش نشسته بود که ناگهان در زدند!

برچسب: نویسنده: علی حیدرنژاد تاريخ: پنجشنبه 10 اسفند 1391 ساعت: 19:44

آدمها...
عید مبارکعید مبارکعید مبارک
کاش میشد آدمها خوب بودن..."همه" آدمها خوب بودن....ای کاش میشد غروری
نبود که باهاش دل بشکنیم،کاش میشد کینه نبود که همش به فکر جبران بدی باشیم،
کاش میشد هوس نبود که آدمها رو پست و دون کنه،کاش میشد ثروت وجود نداشت
که همه رو جاه طلب کنه،کاش میشد قدرت وجود نداشت که آدمها همش دنبال این
باشن که نسبت به بقیه برتر باشن و یه عده از بی نیازی و بی آرزویی خود کشی
کنن و یه عده از فقر، کاش میشد هیچ وقت خوبی از بین نمیرفت که بدی به وجود بیاد،
کاش میشد ابلیس به آدم سجده میکردو هیچ وقت از بهشت بیرون نمی اومدیم...
بهشت...من بهشت رو جایی نمیدونم که پر از گل و بوته و آب روان و حوری و قصر و ...
باشه،من به جایی میگم بهشت که توی اونجا همه ی آدمها "انسان" باشن و انسانیت
رو زیر پا نذارن،قلب همه پر از مهر و محبت باشه،جایی که این "ای کاش"ها واقعیت
پیدا کنه،جایی که آدمها لیاقت خدا رو داشه باشن و خیلی راحت بهش "فحش" ندن....
جایی که همه ی فکر آدمها کارشون و پولشون نباشه و عشق "عشق" باشه نه هوس...
کاش میشد...خسته شدم از این همه بدی....خسته شدم از زندگی با "آدمها"...
خدایا...جواب سوالامو از کی بگیرم؟ خدای مهربونم،مگه عاشق من نیستی؟

برچسب: نویسنده: علی حیدرنژاد تاريخ: پنجشنبه 10 اسفند 1391 ساعت: 19:44

صفحه بندی